AI
گفتي كه: مي بوسم تو را
AI
Divan khial | دیوان خیال by divan khial
Episode notes
گفتي كه: مي بوسم تو را
گفتم تمنا مي كنم
گفتي كه: گر بيند كسي؟
گفتم كه: حاشا مي كنم
گفتي كه: مي بوسم تو را،گفتم تمنا مي كنم
گفتي كه: گر بيند كسي؟ ،گفتم كه: حاشا مي كنم
گفتم تمنا مي كنم
گفتم كه: حاشا مي كنم
گفتي: ز بخت بد اگر، ناگه رقيب آيد ز در؟
گفتم كه: با افسونگري او را ز سر وا مي كنم
گفتي كه: تلخي هاي من، گر ناگوار افتد ترا؟
گفتم كه: با نوش لبم، آنرا گوارا مي كنم
گفتي: چه مي بيني بگو، در چشم چون آئينه ام؟
گفتم كه: من خود را در او، عريان تماشا مي كنم
گفتم تمنا مي كنم
گفتم كه: حاشا مي كنم
من باتو سودا می کنم
تو را تماشا می کنم
گفتي كه: از بي طاقتي، دل قصد يغما مي كند
گفتم كه: با يغماگران، باري مدارا مي كنم
گفتي كه: پيوند تو را، با نقد هستي مي خرم
گفتم كه: ارزان تر از اين، من با تو سودا مي كنم
من با تو سودا می کنم
...