
Note sull'episodio
پدر آگوستینا که سرهنگ بازنشسته است و در جنگ رشادتها کرده، ۴۰ سال پیش نامش در گروه ارتشیها برای بازنشستگی ثبت شده است. او در کنار همسرش در شرایط بسیار بدی در فقر زندگی می کنند. سرهنگ خروس جنگی پسرش آگوستینا را در خانه نگه داشته است و از آن مراقبت می کند. اگر چه خود غذای کافی برای سیر کردن شکم شان ندارند، غذای خروس را تهیه می کنند. آنها شروع به فروختن لوازم شخصی شان می کنند؛ چیزهایی مانند حلقهی ازدواج، ساعت و ... اکنون ۱۵ سال است که سرهنگ هر جمعه به پست میرود، کیسه نامه ها را بررسی می کند اما هنوز نامه ای برای بازنشستگی اش نرسیده و او هربار دست خالی به خانه بر میگردد. همسرش تمایل دارد خروس را که نشان از مرگ پسر دارد، بفروشند تا به نوایی برسند؛ اما سرهنگ و هم قطاران پسرش راضی نیستند و روی خروس شرط بندی کرده اند. سرهنگ تصمیم میگیرد نزد وکیلش برود و جریان پرونده بازنشستگیاش را لغو کند. او، خود، نامهای به وزارت جنگ مینویسد و شرایطش را شرح میدهد، اما باز هم خبری نمیشود. حالا خروس و مسابقه خروسهای جنگی تنها راه و انتقامی است که میشود از مرگ پسر گرفت. * «کسی به سرهنگ نامه نمینویسد» عنوان کتابی از گابریل گارسیا مارکز است. او این کتاب را در ۱۹۵۷ در پاریس نوشت؛ در حالی که به لحاظ مالی در شرایط بدی قرار داشت. این اثر در ۱۹۶۱ میلادی منتشر شد. این رمان کوتاه داستان انتظار افراد برای ایجاد تغییری نومیدانه در زندگی آنهاست.
.
کارگردان: میکائیل شهرستانی
ترجمه / اقتباس شنیداری
امین قنبری
تهیهکننده رادیویی
عذرا وکیلی
سردبیر رادیویی
نادر برهانی مرند
افكتور
فرشاد آذرنیا
صدابردار
علی حاجی نوروزی
بازیگران
مهین نثری , راضیه مومیوند , نگین خواجه نصیر , احمد ایرانی خواه , علی میلانی , مسعود زنوزی راد , احمد گنجی , عباس وفایی , توران مهرزاد , هرمز سیرتی , محمد رضاعلی , شمسی صادقی , مهدی طهماسبی , ناهید مسلمی , علی زرینی , اکبر زنجان پور , مصطفی عبداللهی , بهروز مسروری
