Note sull'episodio
در این قسمت از «جاده بیپایان» به یکی از عجیبترین لحظات جنگ سرد میرویم؛ شبی در سال ۱۹۸۳ که سیستم هشدار هستهای شوروی اعلام کرد آمریکا موشکهای هستهای شلیک کرده است.
استانیسلاو پتروف، افسر حاضر در مرکز فرماندهی، باید در چند دقیقه تصمیم میگرفت که این هشدار را یک حمله واقعی بداند یا یک خطای فنی.
او تصمیم گرفت عجله نکند.
اما آیا واقعاً یک نفر به تنهایی جهان را نجات داد؟
در این قسمت، علاوه بر روایت آن شب، دربارهی ترس، تصمیمگیری، اعتماد به تکنولوژی و فاصلهی میان «اطلاعات» و «حقیقت» حرف میزنیم.
گاهی خطرناکترین لحظه، زمانی نیست که کسی تصمیم به جنگ میگیرد؛
زمانی است که یک اشتباه، شبیه حقیقت به نظر میرسد.
Parole chiave
جنگ جهانیتاریخپادکستتاریخ اروپاworld warداستانداستان شنیدنیانسان