صدای مینا

صدای مینا

por Mina K.G.N
Temporada 3
باز باران با ترانه
سید مجدالدین میرفخرایی، متخلص به گلچین گیلانی، (۱۱ دی ۱۲۸۸ در سبزه میدان رشت - ۲۹ آذر ۱۳۵۱ در لندن) از سرایندگان شعر نو به فارسی است. مشهورترین اثر او، شعر «باز باران با ترانه» است.
Temporada 2
Ep 3 : کتاب دمیان - Demian
دمیان یکی از مهم‌ترین کتاب‌های کارنامه ادبی هرمان هسه، نویسنده نامدار آلمانی است. هسه که در سال ۱۹۴۶ برنده جایزه نوبل ادبی نیز شده است کتاب دمیان را بلافاصله پس از جنگ جهانی اول نوشت؛ کتابی که می‌توان آن را آیینه تمام‌نمای اندیشه هسه دانست. رمانتیسم آلمانی، عرفان و شرق‌گرایی، آثار و اندیشه‌های نیچه و یونگ و همچنین زمانه‌ای که اثر در آن به نگارش درآمده است، از مضامین اثرگذار در کتاب دمیان است.
Ep 2 : کتاب دمیان - Demian
دمیان یکی از مهم‌ترین کتاب‌های کارنامه ادبی هرمان هسه، نویسنده نامدار آلمانی است. هسه که در سال ۱۹۴۶ برنده جایزه نوبل ادبی نیز شده است کتاب دمیان را بلافاصله پس از جنگ جهانی اول نوشت؛ کتابی که می‌توان آن را آیینه تمام‌نمای اندیشه هسه دانست. رمانتیسم آلمانی، عرفان و شرق‌گرایی، آثار و اندیشه‌های نیچه و یونگ و همچنین زمانه‌ای که اثر در آن به نگارش درآمده است، از مضامین اثرگذار در کتاب دمیان است.
Ep 1 : کتاب دمیان - Demian
دمیان یکی از مهم‌ترین کتاب‌های کارنامه ادبی هرمان هسه، نویسنده نامدار آلمانی است. هسه که در سال ۱۹۴۶ برنده جایزه نوبل ادبی نیز شده است کتاب دمیان را بلافاصله پس از جنگ جهانی اول نوشت؛ کتابی که می‌توان آن را آیینه تمام‌نمای اندیشه هسه دانست. رمانتیسم آلمانی، عرفان و شرق‌گرایی، آثار و اندیشه‌های نیچه و یونگ و همچنین زمانه‌ای که اثر در آن به نگارش درآمده است، از مضامین اثرگذار در کتاب دمیان است.
Temporada 1
قصه های هزارو یک شب Ep 21: The Porter and the Three Ladies of Baghdad ( 3 )
دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود دل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون می‌گشت باز مشتاقِ کمانخانهٔ ابرویِ تو بود هم عَفَاالله صبا کز تو پیامی می‌داد ور نه در کس نرسیدیم که از کویِ تو بود عالَم از شور و شرِ عشق خبر هیچ نداشت فتنه انگیزِ جهان غمزهٔ جادویِ تو بود منِ سرگشته هم از اهلِ سلامت بودم دامِ راهم شِکَنِ طُرِّهٔ هندویِ تو بود بِگُشا بندِ قَبا تا بِگُشایَد دلِ من که گُشادی که مرا بود ز پهلویِ تو بود به وفایِ تو که بر تربتِ حافظ بِگُذَر کز جهان می‌شد و در آرزویِ رویِ تو بود
قصه های هزارو یک شب Ep 20: The Porter and the Three Ladies of Baghdad ( 2 )
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم من رمیده‌دل آن به که در سماع نیایم که گر به پای درآیم به در برند به دوشم بیا به صلح من امروز در کنار من امشب که دیده خواب نکرده‌ست از انتظار تو دوشم مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم به زخم‌خورده حکایت کنم ز دست جراحت که تندرست، ملامت کند چو من بخروشم مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم؟ به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
قصه های هزارو یک شب Ep 19: The Porter and the Three Ladies of Baghdad ( 1 )
هرچه دیدید نپرسید و تا نپرسیدند سخن نگویید.
قصه های هزارو یک شب Ep 18: Tale of the Ensorcelled Prince ( 2 )
باقی حکایت صیاد گویند صبر کن که ترا صبر بردهد آری دهد ولیک به خون جگر دهد ما عمر خویش را به صبوری گذاشتیم عمری دگر بباید تا صبر بر دهد
قصه های هزارو یک شب Ep 17: Tale of the Ensorcelled Prince ( 1 )
باقی حکایت صیاد چو آفتاب و مه است آن نگار سیمین بر گر آفتاب گل و ماه سنبل آرد بر نهفته درگل و سنبل شکفته عارض او مه است در روزه و آفتاب در چنبر شکوفه را شکفتن زلف او شده است حجاب ستاره را گره جعد او شده است سپر به زیر هر گرهی توده توده از سنبل به زیر هر شکنی حلقه حلقه از عنبر
قصه های هزارو یک شب Ep 16: The Fisherman and the Jinni ( Final )
جهان شربت هرکه از یخ سرشت / به جز شربت من که بر یخ نوشتزبی آبیم سینه سوزد درون / قدم تا سرم غرق دریای خون الا ای برآورده چرخ بلند / چه داری به پیر ی مرا مستمندجوان چون بدم برترم داشتی / به پیر ی مرا خوار بگذاشتی
1 de 3