آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم
Divan khial | دیوان خیال por divan khial
Notas del episodio
آمد خیال خوش که من
از گلشن یار آمدم
در چشم مست من نگر
کز کوی خمار آمدم
سرمایه مستی منم
هم دایه هستی منم
بالا منم پستی منم
چون چرخ دوار آمدم
آنم کز آغاز آمدم
با روح دمساز آمدم
برگشتم و بازآمدم
بر نقطه پرگار آمدم
بر نقطه پرگار آمدم
گفتم بیا شاد آمدی
دادم بده داد آمدی
گفتا بدید و داد من
کز بهر این کار آمدم
هم من مه و مهتاب تو
هم گلشن و هم آب تو
چندین ره از اشتاب تو
بیکفش و دستار آمدم
بیکفش و دستار آمدم
فرخنده نامی ای پسر
گرچه که خامی ای پسر
تلخی مکن زیرا که من
از لطف بسیار آمدم
خندان درآ تلخی بکش
شاباش ای تلخی خوش
گلها دهم گرچه که من
اول همه خار آمدم
اول همه خار آمدم
گل سر برون کرد از درج
کالصبر مفتاح الفرج
هر شاخ گوید لاحرج
کز صبر دربار آمدم
...