من پیش از این می‌خواستم
من پیش از این می‌خواستم

Divan khial | دیوان خیال por divan khial

Notas del episodio

من پیش از این می‌خواستم

گفتار خود را مشتری

و اکنون همی‌خواهم ز تو

کز گفت خویشم واخری

من پیش از این می‌خواستم

گفتار خود را مشتری

و اکنون همی‌خواهم ز تو

کز گفت خویشم واخری

بت‌ها تراشیدم بسی

بهر فریب هر کسی

مست خلیلم من کنون

سیر آمدم از آزری

بت‌ها تراشیدم بسی

بهر فریب هر کسی

مست خلیلم من کنون

سیر آمدم از آزری

آمد بتی بی‌رنگ و بو

دستم معطل شد بدو

استاد دیگر را بجو

بهر دکان بتگری

دکان ز خود پرداختم

انگازها انداختم

قدر جنون بشناختم

ز اندیشه‌ها گشتم بری

دکان ز خود پرداختم

انگازها انداختم

قدر جنون بشناختم

ز اندیشه‌ها گشتم بری

گر صورتی آید به دل

گویم برون رو ای مضل

ترکیب او ویران کنم

گر او نماید لمتری

کی درخور لیلی بود

آن کس کز او مجنون شود

پای علم آن کس  ... 

Leer más