بیگانه | وقتی انسان در جهان غریبه...
بیگانه | وقتی انسان در جهان غریبه است

جاده بی پایان با دکتر معین por Moein Taghvaei

Notas del episodio

«امروز مادرم مُرد. شاید هم دیروز، نمی‌دانم.»

با همین جمله، آلبر کامو ما را پرت می‌کند وسطِ جهانی سرد، خاموش و بی‌پاسخ؛ جایی که آدم‌ها نه فقط به خاطر «کاری که کرده‌اند»، بلکه به خاطر «احساسی که باید نشان می‌دادند» محاکمه می‌شوند.

در این اپیزود از پادکست «جاده بی‌پایان» با دکتر معین، روایت کامل و یکپارچه‌ی رمان «بیگانه» را می‌شنوید: از مرگ مادر و روزمرگی‌های مرسو، تا آن ظهرِ سوزانِ ساحل، شلیکِ مشهور، و دادگاهی که بیش از جرم، شخصیت را به دار می‌کشد.

این یک خلاصه‌ی ساده نیست؛ سفری است در دلِ پوچیِ کامویی، صداقتِ بی‌رحمِ مرسو، و جامعه‌ای که از انسانِ بدون نقاب می‌ترسد.

در این اپیزود می‌شنوید:

  • پوچی از نگاه کامو: برخوردِ میلِ انسان به معنا با سکوتِ جهان
  • مرسو: بی‌احساس یا صادق؟
  • قتل «به خاطر خورشید» یعنی چه؟
  • دادگاه: محاکمه‌ی یک روح، نه فقط یک پرون ... 
Leer más
Palabras clave
پادکستتاریخ ادبیاترمانخلاصه رمانداستانداستان کوتاهداستان شنیدنیآلبر کاموبیگانه